آقا![]()
![]()
![]()
![]()
مي خواهيم
![]()
![]()
آقا![]()
![]()
شويم
ولي چگونه؟
شمابگویید.
دستنوشته
توپ
تانک
دیوار تنها
آرام و بی صدا آهی کشید و گفت :
فردا
شاید..................
دستنوشته

مولای گلم مهدی جان پس از عمری غفلت و گناه دوباره
اومدم درخونه ی شما امیوارم که ردم نکنی آخه گلم اگه
شما منو ردم کنین کجا برم.کجا رو دارم که برم.گلم،مهدیم
شرمندتم به خدا.آقای گلم تو رو خدا نکنه دست رد به سینم بزنی.
اللهم عجل لوليک الفرج
ويژگيهاي انسان غيرمعتدل
در كلام نوراني حضرت علي(ع) ويژگيهاي افراد غير معتدل ذكر شدهاست. شماري از اين خصوصيات عبارت است از:
1. ناداني
ناداني زمينهساز خروج از حالت ميانهروي است. امام علي(ع) ميفرمايد:
ل تَرَي الْجاهِلَ اءلّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً؛ جاهل همواره افراطگر يا تفريط كننده است.
آن حضرت نقش ناداني را در برون شدن از جادة ميانهروي چنان برجستهميديد كه گاه نفس خروج از اين مسير را ناداني ميخواند:
لا جَهْلَ كَالتَّبْذير؛ هيچ ناداني مانند تبذير نيست.
و در مقابل، حركت در جاده اعتدال را عين عقل ميداند:
الْعَقْلُ أَنَّكَ تَقْصِدُ فَل تُسْرِفُ؛ عقل آن است كه تو ميانهروي كرده اسرافننمايي.
و نشانة كياست و زيركي و هوش را در اكتفي به حدّ متعارف و كاستن اززيادهخواهي دانسته ميفرمايد:
براي انسان همين زيركي كافي است كه در حاجات و مطالبات خويشميانهرو باشد.
2. فساد
فسادگري نيز از ويژگيهاي نامتعادلان است. قرآن كريم ميفرمايد:
وَل تُطيعُوا أمْرَ الْمُسْرِفينَ ألَّذينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأرْضِ وَ ل يُصْلِحُونَ؛ فرمانمسرفان را پيروي نكنيد؛ كساني كه در زمين فساد كرده و اصلاحنميكنند.
انسان غير معتدل با از دست دادن فرصتها و امكانات يا نابود ساختنبيروية نعمتها سبب فساد در زمين ميشود و خود و ديگران را به رنجميافكند.
امّا چنانچه در فصل اوّل گذشت، از آنجا كه اعتدال يكي از نشانههاي ايمانو تقوي بوده و از طرفي هم مؤمن بنابر فرموده حضرت علي(ع) كسي است كه:« [در زمين]فساد به راه نمياندازد»، ميتوانيم به اين نتيجه برسيم كه امكان نداردانسان متعادل در زمين فساد به راه انداخته و ملقب به لقب«مفسد فيالارض» گردد.
3. پُرخوري
غذاهاي گوناگون براي انسان آفريده شدهاست و بايد بيهيچ افراط وتفريط مورد بهره برداري قرار گيرد. امام علي(ع) مصرف فراوان را خروج ازجادة ميانهروي و نشانه انسان غير معتدل دانسته ميفرمايد:
قِلَّةُ الْأكْلِ مِنَ الْعِفافِ، وَ كَثْرَتُهُ مِنَ الْاءسْرافِ؛ كم خوردن از نشانههايعفاف، و بسيار خوردن از نشانههاي اسراف است.
4. مراعات نكردن جايگاه خويش
انسانها، از نظر ميزان درآمد، اصالت و شرافت خانوادگي، ميزانتحصيلات و ... ، در طبقات گوناگون زندگي به سر ميبرند. هر كس بايد درزندگياش بينديشد و با توجه به موقعيت اجتماعي و اقتصادي و فرهنگيخويش زندگي كند. انسان غير معتدل بدين حقيقت عنايت نميورزد و بدانسبب كه پاي از گليم خويش فراتر مينهد، سرانجام در ورطة سقوطفروميافتد. امام علي(ع) ميفرمايد:
لِلْمُسْرِفِ ثلثُ عَلماتٍ: يَأْكُلُ ما لَيْسَ لَهُ، وَ يَشْتَري ما ليس لَهُ، وَ يَلْبَسُ مالَيْسَ لَهُ؛ انسان مسرف سه نشانه دارد: چيزي ميخورد كه مطابقشأنش نيست؛ چيزي ميخرد كه با شأن او مطابقت ندارد؛ و چيزيميپوشد كه مطابق شأنش شمرده نميشود.
عدم توجه به هويتهاي اجتماعي ـ اعم از هويتهاي شغلي و انتصابي ـ ونيز عدم مراعات شئونات، نه تنها به عنوان شاخصههاي انسان غير معتدل ومسرف به حساب ميآيد، بلكه ميتواند منشايي از منشاءهاي مختلف خودباختگي باشد. انسان خود باور كسي است كه هويت اجتماعي خويش را نه تنهاباور كرده است بلكه در مرحله عمل هم به مقتضاي آن عمل مينمايد. و درمقابل انسان خود باخته، به خاطر باور نكردن هويت خويش كار خلاف شأنخود را مرتكب ميشود.
5. ظلم بهخود
يكي ديگر از شاخصهاي افراد غير متعادل اين است كه به خويشتن ظلمنموده و ازمواهبي كه خداوند در اختيارشان قرار داده است بهرهاي نميبرند.حضرت در اين خصوص ميفرمايند:
أَفْقَرُ النّاسِ مَنْ قَتَّرَ عَلي نَفْسِهِ مَعَ الْغِني وَ السَّعَةِ وَ خَلَّفَهُ لِغَيْرِه؛ فقيرترينمردم كسي است كه در عين حال كه بينياز و سالم است بر خود سختميگيرد و مالش را براي ديگران بجا ميگذارد.
حضرت در حديث ديگري ميفرمايند:
عليك بالقصد في الامور فمن عدل عن القصد جار و من أَخَذَ به عدل؛ برتو است ميانهروي در تمام مسائل، پس هر كس از آن عدول كند ظلمنموده است و هر كس به آن ملتزم شود به عدالت رفتار نموده است.
با سلام خدمت دوستای گلم.
خدمت شما گلام عرض کنم که وبلاگی جدید برای آموزش زبان انگلیسی آماده کردم که خوشحال میشم
عزیزا این وبلاگ رو هم در صورت دوست داشتن لینک کنن.
آقای من یا صاحب الزمان(عج)
نفس بده که برایت نفس نفس بزنم.
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم.
مرا اسیر خودت کرده ای دعایی کن
که آخرین نفسم را در رکاب شما بزنم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
بیسیم چی.
((خروار خروار خواندیم،
بار گران اسفار
بر پشت ما قطار قطار آوار
اما تمام عمر در انتظار یک دم عیسی وار ماندیم))
خداوندا!چرا اينگونه است.درون مسجد را مي گويم حين نماز.جمعيتي
كثير.به گمانم به اجبار آمده اند!منتظر شروع نمازند همه.احسنت.چه اعتقاد
عميقي.شروع نماز،تمام شد.
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
اندكي مانده اند.
قرار است صفحه اي قرآن تلاوت شود.
سه نفر بيشتر نمانده اند!
تلاوت مي شود.
ترجمه آن،كسي نيست.
قاري براي خويش مي خواند.
جالب است،نه؟
آخر چقدر مهجوريت؟
اينكه اول وقت آمدي و نمازت را خواندي،احسنت و صد آفرين.
اما يادت هم باشد كه اين را همه انجام مي دهند و عام است.
پس يك كار خاص،قرائت قرآن و تعقيبات.
خدايا به ما توفيق ده كه بتوانيم در انجام كارهاي خير پيشرو باشيم.
با سلام خدمت شما دوستاي گلم.
من هم اين عيد بزرگ و عيد
عبادت و بندگي
رو ابتدا به مولامون و سرورمون
و سپس نايب بر حقش و بعد از اون
به شما گلا تبريك عرض مي كنم.
فطر امد و فطريه ما چه شد يا رب فطريه ي ما ديدن روي منجي است يا رب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام دوستای گلم.
پیشاپیش شهادت مظلومانه ی بابای یتیمان و مولای عاشقان را به شما
بزرگواران تسلیت عرض می کنم.![]()
![]()
![]()
طبیبا وا مکن زخم سرم را
مسوزان قلب زینب دخترم را
طبیبا کار از درمان گذشته
که آتش آب کرده پیکرم را
طبیبا نسخه ننویسی که باید
اجل بر چیند امشب بسترم را
ببند آنگون فرقم را که در قبر
نبیند فاطمه زخم سرم را
در و دیوار مسجد بود شاهد
که من گفتم اذان آخرم را
من آن یارم که شستم در دل شب
تن خونین تنها یاورم را
درود زندگی را گفتم آن روز
که زد در کوچه قنفذ همسرم را
شکاف زخم و ضعف تن به من داد
نوید وصل حی داورم را
از آن سوزم که امشب گوید آن پیر
کجا برده فلک، نان آورم را
به "میثم" دادهام سوزی که گوید
سخنهای دل غم پرورم را
"حاج غلامرضا سازگار"
دلم برای دلم(مهدیم) تنگ می شود گاهی
چه كرديد آدميان باعلي ......
خانه نشيني
ريسمان ظلم
درب خانه
ضربت درمسجد
نمازعشق
و پرواز عدالت.
گريه سردادن هاي كوفه درغم باباي يتيمان. مي گفت
بابا.
ديگري مي گفت:دو روزاست نيامده دست عطوفت.
ومي گويد كودكي:
شكافتند سر دست عاطفه را.
(دستنوشه)
غروب آدينه دوباره .وخواهش گفتن هاي چشم براي آمدن راوي زندگي
وگستردن سفره ي عطوفت .
ولي پروازجمعه وحسرت نگاه هاي ملتمس كه باز هم رخت بر بستن هاي
آدينه . ولي ...![]()
![]()
![]()
و اينجاگريه ي آدينه![]()
.
و روياي ضيافت گرفتن هاي نرگس![]()
در فصل وصل به اصل.
و گريه ي گريه![]()
![]()
براي دست دوست.

